تبليغاتX
یک آسمان تمنا

  

 خداکنه که حسرت خوشی به قلبت بمونه

یه بی وفا مثل خودت ریشه هاتو بخشکونه

یکی باشه که هر نفس آتیش به جونت بزنه

بهت خیانت بکنه زخم زبونت بزنه

کاشکی اونم بدونه که خوبی بهت نیومده

این همه خوبی آخرش چی بسر من اومده

پشت سرت هر جا بری نفرین من براهته

به اون چش در به درت به اون دل سیاهته

همین قدم که خواستمت از سرتم زیادیه

خیال نکن بیادتم بدون که مردی تو دلم

خودت می دونی جای عشق نفرت کاشتی تو دلم

واسه همیشه از دلم  دیگه میزارمت کنار

تموم بی وفائیات از تو بمونه یادگار

حالا که میری یک قدم پشت سرت رو هم ببین

ببین که تنها نمی شم تنها تو باختی نازنین

الهی به هر کی برسی پا روی قلبت بزاره

هر چه که با من می کنی یه روز به روزت بیاره

آهای رفیق نیمه راه آی تو که تنهایی می ری

فقط یه نفرین می کنم تو اوج غربت بمیری

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1384ساعت 12:8  توسط شیرین | 
 

ندائي از عمق وجودم مرا بي امان ندا مي دهد كه : نشنو ! 
 به هيچ آوازي گوش نده !
 از ميانِ بي شمار رنگهاي فريب اين دنيا
 چشم به هيچ رنگي جز آسمانِ پاك آبي ندوز !
 جهان برايم ديگر هيچ ندارد و من بي نياز شده ام
 اما نه از روي بي نيازي ، كه از روي نداشتن و نخواستن
 زندگي ، كوچكتر از آنست كه
 مرا برنجاند و زشت تر از آنكه دلم بلرزد
 هستي ، تهي تر از آنكه
 بدست آوردني مرا زبون سازد
 و من تهيدست تر از آنكه از دست دادني مرا بترساند
 در خاكِ پر بركت درد ريشه بسته ام
 با انتظار قد كشيده ام و تنهايی خانه دلم شده ...
 
 دكتر علی شريعتی
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1384ساعت 12:6  توسط شیرین | 
 
onLoad and onUnload Example